تبليغاتX
الهی! گاهی، نگاهی

الهی! گاهی، نگاهی

...زندگی بازی خدا و یک عروسک گلی است

دکتر شریعتی

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی  ...
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است


+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 9:25 توسط بنفشه |

مولوی

نگفتمت: «مرو آنجا که آشنات منم؟!
در این سراب فنا چشمه ي حیات منم؟

وگر به خشم روي صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آيي كه منتهلت منم»
نگفتمت که: «به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده ی رضات منم؟»
نگفتمت كه: «منم بحر و تو يكي ماهي

مرو به خشك كه درياي باصفات منم؟»

نگفتمت که: «چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قوت پرواز و پر و پات منم؟»
نگفتمت که: «تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تپش و گرمی هوات منم؟»
نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم؟»
نگفتمت كه: «مگو كار بنده از چه جهت

نظام گيرد؟» خلاق بي جهات منم

اگر چراغ دلی، دان که راه خانه کجاست
وگر خدا صفتی، دان که کدخدات منم


+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 16:50 توسط بنفشه |

مطمئنم که

سنگینی باری که خداوند بر دوش ما میگذارد...

       آنقدر نیست که کمرمان را خرد کند، 

              آنقدر است که ما را برای دعا به زانو درآورد!

 

 


+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:58 توسط بنفشه |

می دونی؟

 

عده اي مثل قرص جوشانند؛ در ليوان آب كه بياندازيشان طوري غليان كرده و كف مي كنند كه سر مي روند اما كافي است كمي صبر كني بعد مي بيني كه از نصف ليوان هم كمترند...


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 21:54 توسط بنفشه |

فراموش نکنید

دستهایی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از دستهایی هستند که تسبیح می گردانند

 


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 14:51 توسط بنفشه |

درباره ی ما


دلم یک ورق پاره نازک است
دلم را مچاله نکن
نگو این که یک کاغذ باطله است
به سطل زباله حواله نکن
دلم دفتر کاهی است
ورقهای آن را نکن زود زود
بیا بعضی از صفحه ها را بخوان
از اول ببین
حرف حرف تو بود

منوی اصلی

پیوند های روزانه

نوشته های پیشین

پیوند ها

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ banafsheh2110 محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط تیم یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ